پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما

صد جان برافشانم بر او گویم هنیئا مرحبا

رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم

صبر و قرارم برده‌ای ای میزبان زوتر بیا

از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری

گه شیرخواره می‌بری گه می‌کشانی دایه را

دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران

من که کشم که کی کشم زین کاهدان واخر مرا

گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد

من آردم گندم نی‌ام‌، چون آمدم در آسیا‌؟

در آسیا گندم رود کز سنبله زاده‌ست او

زاده ی  مهم نی سنبله‌، در آسیا باشم چرا‌؟

نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی

زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا

با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی

خاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۳ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
  6. غزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
  7. غزل شمارهٔ ۱۶ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.