پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

ای بادِ نایِ خوش نفس ، عشّاق را فریاد‌رس،

ای پاک‌تر از جانِ جا‌ن ، آخر کجا بودی کجا‌؟

ای فتنهٔ روم و حبش‌، حیران شدم کاین بوی خوش

پیراهن یوسف بوَد یا خود ردایِ مصطفی‌؟!

ای جویبار راستی از جوی یار ماستی

بر سینه‌ها سیناستی بر جان‌هایی جان فزا

ای قیل و ای قال تو خوش‌، و ای جمله اَشکال تو خوش

ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
  2. غزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
  3. غزل شمارهٔ ۱۶ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
  4. غزل شمارهٔ ۱۷آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
  5. غزل شمارهٔ ۱۸ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۹امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
  8. غزل شمارهٔ ۲۱جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.