پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل

از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا

گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان

گفتا سر تو نردبان سر را درآور زیر پا

چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی

چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه هین بیا

بر آسمان و بر هوا صد ره پدید آید تو را

بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
  2. غزل شمارهٔ ۲۲چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۲۳چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
  4. غزل شمارهٔ ۲۴چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۵من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا
  6. غزل شمارهٔ ۲۶هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۲۷آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا
  8. غزل شمارهٔ ۲۸ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.