پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا

آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا

بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان

دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا

نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را

آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا

ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان

برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا

اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه

چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا

رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا

ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا

برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا

تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۳ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
  5. غزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
  6. غزل شمارهٔ ۱۶ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.