پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما

از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او

سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما

اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی

بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما

زین باده می‌خواهی برو اول تنک چون شیشه شو

چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما

هر کآن می احمر خورد بابرگ گردد برخورد

از دل فراخی‌ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما

بس جره‌ها در جو زند بس بربط شش تو زند

بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما

ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن

با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما

گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر

گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما

اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما

تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
  2. غزل شمارهٔ ۹من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
  3. غزل شمارهٔ ۱۰مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
  4. غزل شمارهٔ ۱۱ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۳ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۴ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
  8. غزل شمارهٔ ۱۵ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.