پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما

تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما

خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب

آب مده به تشنگان عشق بس است آب ما

جمله‌ی ره چکیده خون از سر تیغ عشق او

جمله‌ی کو گرفته بو از جگر کباب ما

شکر باکرانه را شکر بی‌کرانه گفت

غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ما

روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو ؟

از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما

تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا

چونک ز هم بشد جهان از بت بانقاب ما

از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان

ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرا
  2. غزل شمارهٔ ۵۱گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
  3. غزل شمارهٔ ۵۲چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
  4. غزل شمارهٔ ۵۳عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
  5. غزل شمارهٔ ۵۴از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
  6. غزل شمارهٔ ۵۵شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۵۶عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را
  8. غزل شمارهٔ ۵۷مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.