پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرا

بر من خسته کرده‌ای روی گران، چرا چرا؟

بر دل من که جای توست، کارگه وفای توست

هر نفسی همی‌ زنی زخم سنان، چرا چرا؟

گوهر تو به گوهری، برد سبق ز مشتری

جان و جهان همی بری، جان و جهان، چرا چرا؟

چشمهٔ خضر و کوثری، زآب حیات خوش‌تری

زآتش هجر تو منم، خشک‌دهان، چرا چرا؟

مهر تو جان نهان بود، مهر تو بی‌نشان بود

در دل من ز بهر تو، نقش و نشان، چرا چرا؟

گفت که «جانِ جان منم، دیدن جان، طمع مکن»

ای بنموده روی تو، صورت جان، چرا چرا؟

ای تو به نور مستقل! وی ز تو اختران خجل!

بس دودلی میان دل، ز ابر گمان، چرا چرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
  2. غزل شمارهٔ ۵۳عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
  3. غزل شمارهٔ ۵۴از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
  4. غزل شمارهٔ ۵۵شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۵۶عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را
  6. غزل شمارهٔ ۵۷مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
  7. غزل شمارهٔ ۵۸رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
  8. غزل شمارهٔ ۵۹تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.