پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما

کفر شده‌ست لاجرم ترک هوای نفس ما

چونکه به عشق زنده شد‌، قصد غزاش چون کنم‌؟

غمزه خونی تو شد حج و غزای نفس ما

نیست ز نفس ما مگر نقش و نشان سایه‌ای

چون به خم دو زلف تست مسکن و جای نفس ما

عشق فروخت آتشی کآب حیات از او خجل

پرس که از برای که آن ز برای نفس ما

هژده هزار عالم عیش و مراد عرضه شد

جز به جمال تو نبود جوشش و رای نفس ما

دوزخ جای کافران‌، جنت جای مؤمنان

عشق برای عاشقان‌، محو سزای نفس ما

اصل حقیقت وفا سر خلاصه رضا

خواجه روح شمس دین بود صفای نفس ما

در عوض عبیر جان در بدن هزار سنگ

از تبریز خاک را کحل ضیای نفس ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
  2. غزل شمارهٔ ۵۵شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۵۶عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را
  4. غزل شمارهٔ ۵۷مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
  5. غزل شمارهٔ ۵۸رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
  6. غزل شمارهٔ ۵۹تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۶۰ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
  8. غزل شمارهٔ ۶۱هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.