پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵

ای یار ما، دل‌دار ما، ای عالم اسرار ما

ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما

نک بر دمِ امسال ما، خوش عاشق آمد پار ما

ما مفلسانیم و تویی، صد گنج و صد دینار ما

ما کاهلانیم و تویی، صد حج و صد پیکار ما

ما خفتگانیم و تویی، صد دولت بیدار ما

ما خستگانیم و تویی، صد مرهم بیمار ما

ما بس خرابیم و تویی، هم از کرم معمار ما

من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما

سر درمکش، منکر مشو، تو بُرده‌ای دستار ما

واپس جوابم داد او، نی از توست این کار ما

چون هرچ گویی وا دهد، هم‌چون صدا کُه‌سار ما

من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما

زیرا که که را اختیاری نبود ای مختار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
  2. غزل شمارهٔ ۳۸رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
  3. غزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا
  4. غزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۲کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
  7. غزل شمارهٔ ۴۳کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۴۴در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.