پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا

یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا

نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی

سینهٔ مشروح تویی، بر در اسرار مرا

نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی

مرغ کُه طور تویی، خسته به منقار مرا

قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی

قند تویی، زهر تویی، بیش میآزار مرا

حجرهٔ خورشید تویی، خانهٔ ناهید تویی

روضهٔ امید تویی، راه دِه، ای یار! مرا

روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی

آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا

دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی

پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا

این تَن اگر کم تَنَدی، راهِ دلم کم زَنَدی

راه شدی تا نَبُدی، این همه گفتار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا
  2. غزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۲کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
  5. غزل شمارهٔ ۴۳کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۴۴در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
  7. غزل شمارهٔ ۴۵با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
  8. غزل شمارهٔ ۴۶دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.