پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴

ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا

از آسمان آمد ندا کای ماه‌رویان‌، الصلا

ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن‌کشان

بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما

آمد شراب آتشین ای دیو غم‌، کنجی نشین

ای جان مرگ‌اندیش رو ای ساقی باقی درآ

ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو

ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا

ای مطرب شیرین‌نفس هر لحظه می‌جنبان جرس

ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا

ای بانگ نای خوش‌سمر در بانگ تو طعم شکر

آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا

بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن

بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش‌لقا

خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور

ستار شو ستار شو خو گیر از حلم خدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا
  2. غزل شمارهٔ ۳۷یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
  3. غزل شمارهٔ ۳۸رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
  4. غزل شمارهٔ ۳۹آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا
  5. غزل شمارهٔ ۴۰طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۲کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
  8. غزل شمارهٔ ۴۳کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مرا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.