پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۲

خنب‌های لایزالی جوش باد

باده نوشان ازل را نوش باد

تیزچشمان صفا را تا ابد

حلقه‌های عشق تو در گوش باد

دوش گفتم ساقیش را هوش دار

ساقیش گفتا مرا بی‌هوش باد

ای خدا از ساقیان بزم غیب

در دو عالم بانگ نوشانوش باد

عقل کل کو راز پوشاند همی

مست باد و راز بی‌روپوش باد

هر سحر همچون سحرگه بی‌حجاب

آفتاب حسن در آغوش باد

شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست

صد هزاران آفرین بر روش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۴بار دیگر یار ما هنباز کرد
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۵شهر پر شد لولیان عقل دزد
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۶خلق می‌جنبند مانا روز شد
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۷چون مرا جمعی خریدار آمدند
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۸ساقیان سرمست در کار آمدند
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۹اندک اندک جمع مستان می‌رسند
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۰هر چه آن خسرو کند شیرین کند
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۱خنده از لطفت حکایت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.