پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۰

هر چه آن خسرو کند شیرین کند

چون درخت تین که جمله تین کند

هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد

همچو شیر و شهدشان کابین کند

با دم او می‌رود عین الحیات

مرده جان یابد چو او تلقین کند

مرغ جان‌ها با قفس‌ها برپرند

چونک بنده پروری آیین کند

عالمی بخشد به هر بنده جدا

کیست کو اندر دو عالم این کند

گر به قعر چاه نام او بری

قعر چه را صدر علیین کند

من بر آنم که شکرریزی کنم

از شکر گر قسم من تعیین کند

کافری گر لاف عشق او زند

کفر او را جمله نور دین کند

خار عالم در ره عاشق نهاد

تا که جمله خار را نسرین کند

تو نمی‌دانی که هر که مرغ اوست

از سعادت بیضه‌ها زرین کند

بس کنم زین پس نهان گویم دعا

کی نهان ماند چو شه آمین کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۲عشق اکنون مهربانی می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۳عمر بر اومید فردا می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۴عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۵برنشین ای عزم و منشین ای امید
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۶ای خدا از عاشقان خشنود باد
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۷نه فلک مر عاشقان را بنده باد
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شد
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.