پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۵

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

دود و بویی می‌رسد از عرش غیب

ای نهانان سوی بوی آن پرید

هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند

دود بویش می‌کند آن را سپید

ما ز گردون سوی مادون آمدیم

باز ما را سوی گردون برکشید

همچو مریم سوی خرمابن رویم

زانک خرمایی ندارد شاخ بید

بس کن و از حرف در معنی گریز

چند معنی را ز حرفی می‌مزید

این مزیدن طفل بی‌دندان کند

گر شما مردید نان را خود گزید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۷نه فلک مر عاشقان را بنده باد
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شد
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۰صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۱هر زمان لطفت همی در پی رسد
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۲شب شد و هنگام خلوتگاه شد
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۳مرگ ما هست عروسی ابد
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۴از دل رفته نشان می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.