پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۶

ای خدا از عاشقان خشنود باد

عاشقان را عاقبت محمود باد

عاشقان را از جمالت عید باد

جانشان در آتشت چون عود باد

دست کردی دلبرا در خون ما

جان ما زین دست، خون آلود باد

هر که گوید که خلاصش ده ز عشق

آن دعا از آسمان مردود باد

مه کم آید مدتی در راه عشق

آن کمی عشق جمله سود باد

دیگران از مرگ مهلت خواستند

عاشقان گویند نی نی زود باد

آسمان از دود عاشق ساخته‌ست

آفرین بر صاحب این دود باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شد
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۰صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۱هر زمان لطفت همی در پی رسد
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۲شب شد و هنگام خلوتگاه شد
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۳مرگ ما هست عروسی ابد
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۴از دل رفته نشان می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۵گل خندان که نخندد چه کند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.