پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۵

گل خندان که نخندد چه کند

علم از مشک نبندد چه کند

نار خندان که دهان بگشادست

چونک در پوست نگنجد چه کند

مه تابان به جز از خوبی و ناز

چه نماید چه پسندد چه کند

آفتاب ار ندهد تابش و نور

پس بدین نادره گنبد چه کند

سایه چون طلعت خورشید بدید

نکند سجده نخنبد چه کند

عاشق از بوی خوش پیرهنت

پیرهن را ندراند چه کند

تن مرده که بر او برگذری

نشود زنده نجنبد چه کند

دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ

نخروشد نترنگد چه کند

شیر حق شاه صلاح الدینست

نکند صید و نغرد چه کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۷هر کجا بوی خدا می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۸گر نخسپی شبکی جان چه شود
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۹خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۰بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۱باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۲آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۳در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۴گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.