پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۹

هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود

هر چه کشت افزاست آتش چون بود

نقش‌هایی که نگارد آن نگار

عقل آن را جز که مفرش چون بود

شربتی را کو به مست خود دهد

جز لطیف و پاک و دلکش چون بود

کشتی شش گوشه‌ست این شش جهت

بحر بی‌پایان در این شش چون بود

نرگس چشمی کز این بحر آب یافت

در شناس بحر اعمش چون بود

چون گشادی یافت چشمی در رضا

از سخط هر لحظه اخفش چون بود

هین خموش و از خمول حق بترس

مؤمن اقبال مرعش چون بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳۱هر زمان لطفت همی در پی رسد
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۲شب شد و هنگام خلوتگاه شد
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۳مرگ ما هست عروسی ابد
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۴از دل رفته نشان می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۵گل خندان که نخندد چه کند
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۶گر نخسپی شبکی جان چه شود
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۷هر کجا بوی خدا می‌آید
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۸گر نخسپی شبکی جان چه شود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.