پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۳

عمر بر اومید فردا می‌رود

غافلانه سوی غوغا می‌رود

روزگار خویش را امروز دان

بنگرش تا در چه سودا می‌رود

گه به کیسه گه به کاسه عمر رفت

هر نفس از کیسه ما می‌رود

مرگ یک یک می‌برد وز هیبتش

عاقلان را رنگ و سیما می‌رود

مرگ در ره ایستاده منتظر

خواجه بر عزم تماشا می‌رود

مرگ از خاطر به ما نزدیکتر

خاطرِ غافل، کجاها می‌رود

تن مَپرور، زانک قربانیست تن

دل بپرور، دل به بالا می‌رود

چرب و شیرین کم ده این مردار را

زانک تن پرورد، رُسوا می‌رود

چرب و شیرین ده ز حکمت روح را

تا قوی گردد که آن جا می‌رود

حکمتت از شَه صَلاح الدین رِسد

آنکِ چون خورشید، یکتا می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۵برنشین ای عزم و منشین ای امید
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۶ای خدا از عاشقان خشنود باد
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۷نه فلک مر عاشقان را بنده باد
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شد
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۰صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۱هر زمان لطفت همی در پی رسد
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۲شب شد و هنگام خلوتگاه شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.