پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۱

خنده از لطفت حکایت می‌کند

ناله از قهرت شکایت می‌کند

این دو پیغام مخالف در جهان

از یکی دلبر روایت می‌کند

غافلی را لطف بفریبد چنان

قهر نندیشد جنایت می‌کند

وان یکی را قهر نومیدی دهد

یأس کلی را رعایت می‌کند

عشق مانند شفیعی مشفقی

این دو گمره را حمایت می‌کند

شکرها داریم زین عشق ای خدا

لطف‌های بی‌نهایت می‌کند

هر چه ما در شکر تقصیری کنیم

عشق کفران را کفایت می‌کند

کوثر است این عشق یا آب حیات

عمر را بی‌حد و غایت می‌کند

در میان مجرم و حق چون رسول

بس دوادو بس سعایت می‌کند

بس کن آیت آیت این را برمخوان

عشق خود تفسیر آیت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۳عمر بر اومید فردا می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۴عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۵برنشین ای عزم و منشین ای امید
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۶ای خدا از عاشقان خشنود باد
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۷نه فلک مر عاشقان را بنده باد
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۸هر که را اسرار عشق اظهار شد
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۹هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۰صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.