پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۱

آن شکرپاسخ، نباتم می‌دهد

و آنک کشتستم، حیاتم می‌دهد

آن که در دریای خونم غرقه کرد

یونس وقتم نجاتم می‌دهد

در صفات او صفاتم نیست شد

هم صفا و هم صفاتم می‌دهد

رخت را بُرد و مرا درویش کرد

نک ز یاقوتش زکاتم می‌دهد

اسب من بِستد، پیاده مانده‌ام

وز دو رخ آن شاه ماتم می‌دهد

کوه طُور از شاهماتش پاره شد

من کم از کاهم ثباتم می‌دهد

ماه عید روز وصلش خواستم

از شب هجران براتم می‌دهد

چون برون از شش جهت بُد گنج عشق

زآن جهت بی این جهاتم می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۳موشکی صندوق را سوراخ کرد
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۴بار دیگر یار ما هنباز کرد
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۵شهر پر شد لولیان عقل دزد
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۶خلق می‌جنبند مانا روز شد
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۷چون مرا جمعی خریدار آمدند
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۸ساقیان سرمست در کار آمدند
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۹اندک اندک جمع مستان می‌رسند
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۰هر چه آن خسرو کند شیرین کند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.