پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

غزلیات

۳,۲۳۰ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۱ باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۲ آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۳ در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۴ گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۵ مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۶ بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۷ پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۸ از چشم پرخمارت دل را قرار ماند
  9. غزل شمارهٔ ۸۴۹ ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
  10. غزل شمارهٔ ۸۵۰ یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
  11. غزل شمارهٔ ۸۵۱ ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید
  12. غزل شمارهٔ ۸۵۲ جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
  13. غزل شمارهٔ ۸۵۳ مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
  14. غزل شمارهٔ ۸۵۴ گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد
  15. غزل شمارهٔ ۸۵۵ عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
  16. غزل شمارهٔ ۸۵۶ برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
  17. غزل شمارهٔ ۸۵۷ گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
  18. غزل شمارهٔ ۸۵۸ وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید باید
  19. غزل شمارهٔ ۸۵۹ نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید
  20. غزل شمارهٔ ۸۶۰ ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
  21. غزل شمارهٔ ۸۶۱ لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
  22. غزل شمارهٔ ۸۶۲ قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
  23. غزل شمارهٔ ۸۶۳ آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
  24. غزل شمارهٔ ۸۶۴ بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود
  25. غزل شمارهٔ ۸۶۵ جانا بیار باده که ایام می‌رود
  26. غزل شمارهٔ ۸۶۶ چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
  27. غزل شمارهٔ ۸۶۷ چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
  28. غزل شمارهٔ ۸۶۸ به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
  29. غزل شمارهٔ ۸۶۹ خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
  30. غزل شمارهٔ ۸۷۰ چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد
  31. غزل شمارهٔ ۸۷۱ آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
  32. غزل شمارهٔ ۸۷۲ این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
  33. غزل شمارهٔ ۸۷۳ خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
  34. غزل شمارهٔ ۸۷۴ امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود
  35. غزل شمارهٔ ۸۷۵ گر عید وصل تست منم خود غلام عید
  36. غزل شمارهٔ ۸۷۶ تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
  37. غزل شمارهٔ ۸۷۷ امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند
  38. غزل شمارهٔ ۸۷۸ صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
  39. غزل شمارهٔ ۸۷۹ صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
  40. غزل شمارهٔ ۸۸۰ صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
  41. غزل شمارهٔ ۸۸۱ آه که بار دگر آتش در من فتاد
  42. غزل شمارهٔ ۸۸۲ جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
  43. غزل شمارهٔ ۸۸۳ جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
  44. غزل شمارهٔ ۸۸۴ پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد
  45. غزل شمارهٔ ۸۸۵ بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
  46. غزل شمارهٔ ۸۸۶ از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
  47. غزل شمارهٔ ۸۸۷ روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود
  48. غزل شمارهٔ ۸۸۸ زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود
  49. غزل شمارهٔ ۸۸۹ روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
  50. غزل شمارهٔ ۸۹۰ صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید
  51. غزل شمارهٔ ۸۹۱ دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
  52. غزل شمارهٔ ۸۹۲ آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
  53. غزل شمارهٔ ۸۹۳ نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد
  54. غزل شمارهٔ ۸۹۴ نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید
  55. غزل شمارهٔ ۸۹۵ وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
  56. غزل شمارهٔ ۸۹۶ غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند
  57. غزل شمارهٔ ۸۹۷ شرح دهم من که شب از چه سیه‌دل بود
  58. غزل شمارهٔ ۸۹۸ بانگ زدم من که «دل مست کجا می‌رود؟»
  59. غزل شمارهٔ ۸۹۹ یار مرا عارض و عذار نه این بود
  60. غزل شمارهٔ ۹۰۰ بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد

متن اشعار به نقل از گنجور.