پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۶

تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

در ده شراب و واخرام از بیم و از امید

پیش آر جام آتش اندیشه سوز را

کاندیشه‌هاست در سرم از بیم و از امید

کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست

بنما که زیر لنگرم از بیم و از امید

آن زرِّ سرخ و نقدِ طرب را بده که من

رخسار زرد چون زرم از بیم و از امید

در حلقه ز آنچ دادی در حلق من بریز

کآخر چو حلقه بر درم از بیم و از امید

بار دگر به آب ده این رنگ و بوی را

کاین دم به رنگ دیگرم از بیم و از امید

ز آبی که آب کوثر اندر هوای اوست

کاندر هوای کوثرم از بیم و از امید

در عین آتشم چو خلیلم فرست آب

کآذر مثال، بتگرم از بیم و از امید

کوری چشم بد تو ز چشمم نهان مشو

کز چشم‌ها نهانترم از بیم و از امید

در آفتاب روی خودم دار زانک من

مانند این غزل ترم از بیم و از امید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۸صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
  2. غزل شمارهٔ ۸۷۹صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۰صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۱آه که بار دگر آتش در من فتاد
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۲جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۳جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۴پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۵بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.