پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۷

امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند

یا رب به طوطیان چه شکرها همی‌دهند

در باغ‌ها درآی تو امسال و درنگر

کان شاخه‌های خشک چه برها همی‌دهند

مقراض در میان نه و خلعت همی‌برند

وان را که تاج رفت کمرها همی‌دهند

بی منت کسی همه بر نقره می‌زنند

بی زحمت مصادره زرها همی‌دهند

هر دل که تشنه‌ست به دریا همی‌برند

وان را که گوهرست گهرها همی‌دهند

این تحفه دیده‌اند که عشاق روزگار

تا برشمار موی تو سرها همی‌دهند

این نور دیده‌اند که دیوانگان راه

سودا همی‌خرند و هنرها همی‌دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷۹صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۰صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۱آه که بار دگر آتش در من فتاد
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۲جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۳جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۴پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۵بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۶از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.