پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۶

برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد

دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد

تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری

ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد

رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته

کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۸وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید باید
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۹نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید
  3. غزل شمارهٔ ۸۶۰ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۸۶۱لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
  5. غزل شمارهٔ ۸۶۲قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
  6. غزل شمارهٔ ۸۶۳آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
  7. غزل شمارهٔ ۸۶۴بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۸۶۵جانا بیار باده که ایام می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.