پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۸

عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

همه از نرگس مخمور تو خمار شدند

دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست

پر گشادند و همه جعفر طیار شدند

اهل دینار کجا امت دیدار کجا

گرچه دینار بشد لایق دیدار شدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۰باز شیری با شکر آمیختند
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۱آن شکرپاسخ، نباتم می‌دهد
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۲خنب‌های لایزالی جوش باد
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۳موشکی صندوق را سوراخ کرد
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۴بار دیگر یار ما هنباز کرد
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۵شهر پر شد لولیان عقل دزد
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۶خلق می‌جنبند مانا روز شد
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۷چون مرا جمعی خریدار آمدند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.