پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

۸۶۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ با آنکه زیان شدست یکسر قلمت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ از لطف نمی شود مصور دهنت
  3. شمارهٔ ۱۸۳ من دوش دلی ز دستکار دهنت
  4. شمارهٔ ۱۸۴ تا من نکنم چو گل پر از زر دهنت
  5. شمارهٔ ۱۸۵ یک شب خواهم خراب و ناپروایت
  6. شمارهٔ ۱۸۶ در حسن ندارد گل صد پر پایت
  7. شمارهٔ ۱۸۷ ای قبله گه ملک خم ابرویت
  8. شمارهٔ ۱۸۸ بشنو زمن ای قبلۀ جانم رویت
  9. شمارهٔ ۱۸۹ تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ
  10. شمارهٔ ۱۹۰ شد راحت آن روی دلارای فراخ
  11. شمارهٔ ۱۹۱ گردون که همه گرد جفا می گردد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ آن باده که چشم عیش روشن دارد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ دریاب گرت دست رسی خواهد بود
  14. شمارهٔ ۱۹۴ بلبل بسپیده دم همی زد فریاد
  15. شمارهٔ ۱۹۵ دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ وقتی که بتم گره بر آن زلف نهاد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ از بس که سوی چمن برد بوی تو باد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ پیوسته مرا چون تو بتی در بر باد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ای داده مرا جان و جوانی بر باد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ خورشید غلام آن رخ مه وش باد
  21. شمارهٔ ۲۰۱ کس چون تو اسیر ریش بسیار مباد
  22. شمارهٔ ۲۰۲ .... عشق تو فیروز مباد
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بی روی توام صبر و دل و هوش مباد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ پیوسته کمان دولتت بر زه باد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ جام طربم زناگه از دست افتاد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ گل گرچه بطبع خوب و دمساز افتاد
  27. شمارهٔ ۲۰۷ دل چون ز جهان عیش یکسو افتاد
  28. شمارهٔ ۲۰۸ آن دل که بکام دل بدخواه افتاد
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد
  30. شمارهٔ ۲۱۰ یک روز فلک کار مرا ساز نداد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ساقی بر من چو جام روشن بنهاد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ ذوقیست لب ترا که جان دریابد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ بی روی تو جز بخت نگون کی خسبد؟
  34. شمارهٔ ۲۱۴ در بزم ملک زهره نواگر زیبد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ چون آه دمادمم افتد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ زلفت که زروی باز پس می افتد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ عکس رخ تو چو بر فلک می افتد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ چون غنچۀ گل در تک و پو می افتد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ زلفت همه بر لالۀ تر می غلتند
  40. شمارهٔ ۲۲۰ اشکم ز تو در خون جگر می غلتد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ کی بی تو مرا چو غنچه دل خوش گردد؟
  42. شمارهٔ ۲۲۲ از عکس لبت دیده بدخشان گردد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ جایی که مل لعل پیاپی گردد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ چون کار زمانه بر گذر می‌گردد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ مشک تو نقاب ارغوان می گردد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ گل راز طرب همه دهان می خندد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گل در مه روزه همچنان می خندد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ چون دید بر آورده غم از جانم گرد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ دوش آن دل خون گشتۀ محنت پرورد
  50. شمارهٔ ۲۳۰ هر کس که در آن قامت موزون نگرد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ آن لاله نگر چو ساغری آمده خرد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ زین سر که زبان دور باشت دارد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ بر من چو لبت ببوسه شکّر بارد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ آیین ستمگری که عالم دراد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ زلف تو از آن باد که در سر دارد
  56. شمارهٔ ۲۳۶ خون گشته دلم با تو چنان خو داد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ زلف تو که خون خلق ازو می بارد
  58. شمارهٔ ۲۳۸ گر حلقۀ زلف تو کسی زبشمارد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ آن ماه که چرخ بر رخش مهر آرد
  60. شمارهٔ ۲۴۰ اشکیم ز اندازه برون می بارد

متن اشعار به نقل از گنجور.