پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

۸۶۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ تیغ تو که مرگ جرعة ساغر اوست
  2. شمارهٔ ۱۲۲ می ده که دل ریش مرا مرهم اوست
  3. شمارهٔ ۱۲۳ بی عیش و طرب دمی چو برنارد دوست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ برخاک درت بخت مرا بخوابگهست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ بشنو سخن باد که چون دلخواهست
  6. شمارهٔ ۱۲۶ از چرخ کهن محنت و دردم تازه ست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ گفتند دل تو از خرد بیگانه ست
  8. شمارهٔ ۱۲۸ گفتم: ز تو خوبتر درین شهر بسیست
  9. شمارهٔ ۱۲۹ دی گفت ندیدمت درین روزی بیست
  10. شمارهٔ ۱۳۰ گرچه دل من چو شمع آتش خایست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ در خدمت تو گر تن من برپایست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ بس که بشب مرا خروش و زاریست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
  14. شمارهٔ ۱۳۴ شاها ز غمت زمانه چون دلتنگیست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ گر در دهن تو از فراخی سخنیست
  16. شمارهٔ ۱۳۶ در آرزوی روی چو روزت شب نیست
  17. شمارهٔ ۱۳۷ یک ذره هوای من مسکینت نیست
  18. شمارهٔ ۱۳۸ با روی تو این دیدۀ پرنم بدنیست
  19. شمارهٔ ۱۳۹ آن دل که بجز سوی غمت رهبر نیست
  20. شمارهٔ ۱۴۰ بی روی تو غمگسار من جز غم نیست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ امشب که نشان روز در عالم نیست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ امشب که فراق را گذر بر من نیست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ای دل چو ترا ذوق لب جانان نیست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ خون باد دل ارشاد بپیوند تو نیست
  26. شمارهٔ ۱۴۶ گل خواست که چون رخش نکو باشد و نیست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ کس را ز غم تو با طرب کاری نیست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ چشم تو که کار او بازی نیست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ زین بیش گرم چه رای خاموشی نیست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ امشب که بجز یار مرا ساقی نیست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ احدات زمانه را چوپایانی نیست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ همچو نفس تو عمر فرسایی نیست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ای در حق من وصل ترارایی ست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ بلبل نالان ز شاخ چون دلشده‌ای‌ست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ تیمار من پشت دوته باید داشت
  36. شمارهٔ ۱۵۶ آنکس که چو شمع آتش اندر جان داشت
  37. شمارهٔ ۱۵۷ آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت
  38. شمارهٔ ۱۵۸ فصّاد چو بر رگ تو نشتر بگماشت
  39. شمارهٔ ۱۵۹ نقّاش که آن صورت زیبا بنگاشت
  40. شمارهٔ ۱۶۰ غافل بودم که یار بر ما بگذشت
  41. شمارهٔ ۱۶۱ از بحر کف تو چون برامد تیغت
  42. شمارهٔ ۱۶۲ تیغ تو که مغز شهریاران بشکافت
  43. شمارهٔ ۱۶۳ چون بلبل مست راه در بستان یافت
  44. شمارهٔ ۱۶۴ امشب ز غمت میان خون خواهم خفت
  45. شمارهٔ ۱۶۵ بس کس که زجور خلق دل ریش برفت
  46. شمارهٔ ۱۶۶ مویی که ز فرق آن دلارای برفت
  47. شمارهٔ ۱۶۷ روی تو بدید عقل را رای برفت
  48. شمارهٔ ۱۶۸ اطراف چمن لالۀ دلکش بگرفت
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دیشب هوس دل غمینم بگرفت
  50. شمارهٔ ۱۷۰ وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
  51. شمارهٔ ۱۷۱ آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت
  52. شمارهٔ ۱۷۲ گرچه کرمت ز من عنان باز گرفت
  53. شمارهٔ ۱۷۳ یارآمد و دست من آشفته گرفت
  54. شمارهٔ ۱۷۴ دل باز حدیث شادی افسانه گرفت
  55. شمارهٔ ۱۷۵ دل را هوس زلف دلارای گرفت
  56. شمارهٔ ۱۷۶ راز تو بنزد این و آن نتوان گفت
  57. شمارهٔ ۱۷۷ در کوی وفا چو بی درنگیست دلت
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای جان و جهانرا مدد از لطف و دمت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ای جان جهان را مدد از لطف دمت
  60. شمارهٔ ۱۸۰ در حیله گری هزار رنگ آورمت

متن اشعار به نقل از گنجور.