پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

۸۶۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خصم که ز پس نیزه خورد روز وغا
  2. شمارهٔ ۲ گه زلف بنفشه برکند باد صبا
  3. شمارهٔ ۳ جایی که در بقا فرازست آنجا
  4. شمارهٔ ۴ جایی که نشان بی نشانست آنجا
  5. شمارهٔ ۵ در دست منت همیشه دامن بادا
  6. شمارهٔ ۶ شمعم که زمن هست اثر غم پیدا
  7. شمارهٔ ۷ گر بگشایم ز غصّه امشب لب را
  8. شمارهٔ ۸ روز آمد و بردوختم از دم لب را
  9. شمارهٔ ۹ بی یار، کسی که یار نداشت ترا
  10. شمارهٔ ۱۰ شادی خوانم بنام غمهای ترا
  11. شمارهٔ ۱۱ چون دید صبا میان بستان گل را
  12. شمارهٔ ۱۲ عید آمد و درد برقرارست مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ زابشخور وصل بهره اشکست مرا
  14. شمارهٔ ۱۴ در تن غم تو بجای جانست مرا
  15. شمارهٔ ۱۵ نه یاری ازین دلگسلی هست مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ زلف تو چنان بباد بر داد مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ کرد این طمع خام تبه نام مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را
  19. شمارهٔ ۱۹ آنها که فلک وفا نداد ایشان را
  20. شمارهٔ ۲۰ تیغ تو که بنده می‌کند شاهان را
  21. شمارهٔ ۲۱ ساقت که بآرزو پرستند او را
  22. شمارهٔ ۲۲ دردیست اجل که نیست درمان او را
  23. شمارهٔ ۲۳ هر کو بشناخت مستی و پستی را
  24. شمارهٔ ۲۴ می آمد و می رفت پیاله بر ما
  25. شمارهٔ ۲۵ گرچه خوش نیست حالت ناخوش ما
  26. شمارهٔ ۲۶ در باغ بین زگونه گون برگ و نوا
  27. شمارهٔ ۲۷ رشک آیدم ای دوست که با تو هر شب
  28. شمارهٔ ۲۸ داری ز پی چشم بد ای درّ خوشاب
  29. شمارهٔ ۲۹ ماییم نهاده سر بفرمان شراب
  30. شمارهٔ ۳۰ چشم تو همی داشت دلم را بعذاب
  31. شمارهٔ ۳۱ چون مردمک دیده ام ای در خوشاب
  32. شمارهٔ ۳۲ گفتم که مرا وصل تو نفزاید آب
  33. شمارهٔ ۳۳ وقتست که پر زچین شود طرّۀ آب
  34. شمارهٔ ۳۴ کام همه ناله و خروشست امشب
  35. شمارهٔ ۳۵ هستم ز وصال دوست دلشاد امشب
  36. شمارهٔ ۳۶ ای دل چو رسید روز اومید بشب
  37. شمارهٔ ۳۷ شاها همه کار تو زهم طرفه ترست
  38. شمارهٔ ۳۸ بر لاله ز عارض تو هر دم ز نخست
  39. شمارهٔ ۳۹ آزرده چو شد ز زخم نشتر دستت
  40. شمارهٔ ۴۰ گر خسته دل مرا بر آری حاجت
  41. شمارهٔ ۴۱ از بس که تنم ز آتش دل بگداخت
  42. شمارهٔ ۴۲ آن دل که بر اتش غمت صد ره سوخت
  43. شمارهٔ ۴۳ شاها چو به داد داد هر کس دادت
  44. شمارهٔ ۴۴ خواهی که هنروران نکو دارندت
  45. شمارهٔ ۴۵ دربند کسی باش که یاری کندت
  46. شمارهٔ ۴۶ روزی گیرم میان تو چون کمرت
  47. شمارهٔ ۴۷ گیرم بنقاب در کشی رخسارت
  48. شمارهٔ ۴۸ از بس که کنم شام و سحر در کارت
  49. شمارهٔ ۴۹ باور نکنی که از من عشوه پرست
  50. شمارهٔ ۵۰ ای عزم تو بر شکستن عهد درست
  51. شمارهٔ ۵۱ دی توبت من ز آستین برزد دست
  52. شمارهٔ ۵۲ غمگین دل من که شادمان از غم تست
  53. شمارهٔ ۵۳ ترکم سوی آماجگه آمد سرمست
  54. شمارهٔ ۵۴ این ساغر می که بر کف دست من است
  55. شمارهٔ ۵۵ عید آمد و ساز پارسایی بشکست
  56. شمارهٔ ۵۶ تا هست ترا چراغ دانش در دست
  57. شمارهٔ ۵۷ چون دید به گاه رفتن از عزم درست
  58. شمارهٔ ۵۸ فرزند ترا اگر بکوهست نشست
  59. شمارهٔ ۵۹ ای ترک حصاری همه چیزت بنواست
  60. شمارهٔ ۶۰ یک روز شبی چو شمع برخواهم خاست

متن اشعار به نقل از گنجور.