پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

رباعیات

۸۶۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ... که طاقت فراقت دارد ؟
  2. شمارهٔ ۲۴۲ نرگس که دلش هوای ساغر دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۳ دل گرچه امید وصل کمتر دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ امروز ملالی به کمالم دارد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ آن شاخ سمن که روی خندان دراد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ لعل تو ز لطف صورت جان دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ شاخ ارز شکوفه شکل پروین دارد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ گر دیدۀ نرگس نه سبل می دارد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ شب گرچه ز روشنی جدایی دارد
  10. شمارهٔ ۲۵۰ هر سال شکوفه سیم چندان بارد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ گفتم که چو مست شد مرا ناز آرد
  12. شمارهٔ ۲۵۲ چون رنگ رخ تو گل ببازار آرد
  13. شمارهٔ ۲۵۳ عشق تو گرم چه غم فراوان آرد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ زلفت که دلم را بفغان می آرد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ مهر تو نشان آب و گل می ببرد
  16. شمارهٔ ۲۵۶ نام تو مرا چو بر زبان می گذرد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ می پنبۀ عقل هرزه گو داند کرد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ دیوان بگناه تو سفید باید کرد
  19. شمارهٔ ۲۵۹ با غنچه صبا چو دست اندر کش کرد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ چشم تو اگر نظر بغمخواران کرد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ بی روی تو صبر ازین فزون نتوان کرد
  22. شمارهٔ ۲۶۲ دل خوی فراقفای غم خوردن کرد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ یارم ز جفا هیچ رها کرد؟ نکرد
  24. شمارهٔ ۲۶۴ امسال بهار رسم دیگر گون کرد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ تا این دل محنت زده آهنگ تو کرد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ با من سر زلفش ار پریشانی کرد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ آن غنچۀ گل که طبع خرّم آورد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ خون دل من بتم بصد ناز خورد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ غمگین دل من غم همه عالم خورد
  30. شمارهٔ ۲۷۰ گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
  31. شمارهٔ ۲۷۱ دل را زرخ خوب تو می نگزیرد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ چون دست افق گلوی پروین گیرد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ نه عقل ز کار من شماری گیرد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ عاشق که بیاد روی دلبر میرد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ هر لحظه فلک بهانه‌ای آغازد
  36. شمارهٔ ۲۷۶ شاید که دلم بمن نمی پردازد
  37. شمارهٔ ۲۷۷ شمعم که چو باد هوسم بر سر زد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ آن ماه و شی که طعنه اندر خور زد
  39. شمارهٔ ۲۷۹ از دست بشد دلی که صد جان ارزد
  40. شمارهٔ ۲۸۰ بر سوز دل من دل آتش سوزد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ گفتی که دلت چند پیاپی سوزد
  42. شمارهٔ ۲۸۲ پیوسته دلم ز خرّمی پرهیزد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ باز این چشمم چه فتنه می انگیزد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ شمعم که چو غم بقصد من برخیزد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ مشکین خطی از بعب تو بر می خیزد
  46. شمارهٔ ۲۸۶ تا با لب تو لبم هم دآواز نشد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ گل خواست که چون روی تو زیبا باشد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ آن را که چو تو نگار در خور باشد
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ساقی که بلطف سمن تر باشد
  50. شمارهٔ ۲۹۰ گر قامت بنده زین بخم تر باشد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ لعل لب او که درج گوهر باشد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ آن می که ز خون دختر رز باشد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ آنرا که دل از غمی مشوّش باشد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ یاد تو کند کسی که خامش باشد
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آن کو بسلامی ز تو قانع باشد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ چون در تو نه فضل و نه تفضل باشد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ شمعم که غذای چشمم از نم باشد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ بسیار بدیدم و چو تو کم باشد
  59. شمارهٔ ۲۹۹ چون چنگ تو تارگیم در تن باشد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ پیوسته ترا حال پریشان باشد

متن اشعار به نقل از گنجور.