پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری

اقبال لاهوری

پیام مشرق

۳۰۰ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱۸۱ - لاله آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
  2. بخش ۱۸۲ - حکمت و شعر بوعلی اندر غبار ناقه گم
  3. بخش ۱۸۳ - کرمک شبتاب یک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت
  4. بخش ۱۸۴ - حقیقت عقاب دوربین جوئینه را گفت
  5. بخش ۱۸۵ - حدی نغمهٔ ساربان حجاز
  6. بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آب مرا معنی تازه ئی مدعاست
  7. بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسان خدا:
  8. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شد خوشا روزگاری خوشا نوبهاری
  9. بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهی ماهی بچه‌ای شوخ به شاهین بچه‌ای گفت
  10. بخش ۱۹۰ - کرمک شبتاب شنیدم کرمک شبتاب می گفت
  11. بخش ۱۹۱ - تنهائی به بحر رفتم و گفتم به موج بیتابی
  12. بخش ۱۹۲ - شبنم گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز
  13. بخش ۱۹۳ - عشق فکرم چو به جستجو قدم زد
  14. بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی غزالی با غزالی درد دل گفت
  15. بخش ۱۹۵ - جهان عمل هست این میکده و دعوت عام است اینجا
  16. بخش ۱۹۶ - زندگی پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
  17. بخش ۱۹۷ - حکمت فرنگ شنیدم که در پارس مرد گزین
  18. بخش ۱۹۸ - حور و شاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعر حور:
  19. بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات» ساحلِ افتاده گفت گرچه بسی زیستم
  20. بخش ۲۰۰ - الملک ﷲ طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
  21. بخش ۲۰۱ - جوی آب بنگر که جوی آب چه مستانه میرود
  22. بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد) ندانی که یزدان دیرینه بود
  23. بخش ۲۰۳ - بهشت کجا این روزگاری شیشه بازی
  24. بخش ۲۰۴ - کشمیر رخت به کاشمر گشا کوه و تل و دمن نگر
  25. بخش ۲۰۵ - عشق عقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بی‌باکش
  26. بخش ۲۰۶ - بندگی دوش در میکده ترسا بچه باده فروش
  27. بخش ۲۰۷ - غلامی آدم از بی بصری بندگی آدم کرد
  28. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیر آن سخت‌کوش چیست که گیرد ز سنگ آب
  29. بخش ۲۰۹ - جمهوریت متاع معنی بیگانه از دون فطرتان جوئی
  30. بخش ۲۱۰ - به مبلغ اسلام در فرنگستان زمانه باز برافروخت آتش نمرود
  31. بخش ۲۱۱ - غنی کشمیری غنی آن سخنگوی بلبل صفیر
  32. بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده الله جولائی
  33. بخش ۲۱۳ - طیاره سر شاخ گل طایری یک سحر
  34. بخش ۲۱۴ - عشق آن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست
  35. بخش ۲۱۵ - تهذیب انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
  36. بخش ۲۱۶ - بهار تا به گلستان کشید بزم سرود بهار تا به گلستان کشید بزم سرود
  37. بخش ۲۱۷ - حلقه بستند سر تربت من نوحه کران حلقه بستند سر تربت من نوحه کران
  38. بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
  39. بخش ۲۱۹ - مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
  40. بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویم به این بهانه درین بزم محرمی جویم
  41. بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
  42. بخش ۲۲۲ - به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
  43. بخش ۲۲۳ - بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
  44. بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم من صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
  45. بخش ۲۲۵ - هوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازد هوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازد
  46. بخش ۲۲۶ - از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را از ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
  47. بخش ۲۲۷ - آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
  48. بخش ۲۲۸ - خوش آنکه رخت خرد را به شعله‌ای می سوخت خوش آنکه رخت خرد را به شعله‌ای می سوخت
  49. بخش ۲۲۹ - بیار باده که گردون بکام ما گردید بیار باده که گردون بکام ما گردید
  50. بخش ۲۳۰ - تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوست تیر و سنان و خنجر و شمشیرم آرزوست
  51. بخش ۲۳۱ - دانهٔ سبحه به زنار کشیدن آموز دانهٔ سبحه به زنار کشیدن آموز
  52. بخش ۲۳۲ - ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست
  53. بخش ۲۳۳ - موج را از سینهٔ دریا گسستن می‌توان موج را از سینهٔ دریا گسستن می‌توان
  54. بخش ۲۳۴ - صد نالهٔ شبگیری صد صبح بلا خیزی صد نالهٔ شبگیری صد صبح بلا خیزی
  55. بخش ۲۳۵ - باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را باز به سرمه تاب ده چشم کرشمه زای را
  56. بخش ۲۳۶ - فریب کشمکش عقل دیدنی دارد فریب کشمکش عقل دیدنی دارد
  57. بخش ۲۳۷ - حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم حسرت جلوهٔ آن ماه تمامی دارم
  58. بخش ۲۳۸ - به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
  59. بخش ۲۳۹ - فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
  60. بخش ۲۴۰ - بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان

متن اشعار به نقل از گنجور.