پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آب

مرا معنی تازه ئی مدعاست

اگر گفته را باز گویم رواست

«یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جائی که دریاست من کیستم؟

گر او هست حقا که من نیستم»

ولیکن ز دریا برآمد خروش

ز شرم تنک مایگی رو مپوش

تماشای شام و سحر دیده ئی

چمن دیده ئی دشت و در دیده ئی

به برگ گیاهی به دوش سحاب

درخشیدی از پرتو آفتاب

گهی همدم تشنه کامان راغ

گهی محرم سینه چاکان باغ

گهی خفته در تاک و طاقت گداز

گهی خفته در خاک بی سوز و ساز

ز موج سبک سیر من زاده ئی

ز من زاده ئی در من افتاده ئی

بیاسای در خلوت سینه ام

چو جوهر درخش اندر آئینه ام

گهر شو در آغوش قلزم بزی

فروزان تر از ماه و انجم بزی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شدخوشا روزگاری خوشا نوبهاری
  2. بخش ۱۸۹ - شاهین و ماهیماهی بچه‌ای شوخ به شاهین بچه‌ای گفت
  3. بخش ۱۹۰ - کرمک شبتابشنیدم کرمک شبتاب می گفت
  4. بخش ۱۹۱ - تنهائیبه بحر رفتم و گفتم به موج بیتابی
  5. بخش ۱۹۲ - شبنمگفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز
  6. بخش ۱۹۳ - عشقفکرم چو به جستجو قدم زد
  7. بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زیغزالی با غزالی درد دل گفت
  8. بخش ۱۹۵ - جهان عملهست این میکده و دعوت عام است اینجا
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.