پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی

غزالی با غزالی درد دل گفت

ازین پس در حرم گیرم کنامی

بصحرا صید بندان در کمین اند

بکام آهو ان صبحی نه شامی

امان از فتنهٔ صیاد خواهم

دلی ز اندیشه ها آزاد خواهم

رفیقش گفت ای یار خردمند

اگر خواهی حیات اندر خطر زی

دمادم خویشتن را بر فسان زن

ز تیغ پاک گوهر تیز تر زی

خطر تاب و توان را امتحان است

عیار ممکنات جسم و جان است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۹۶ - زندگیپرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
  2. بخش ۱۹۷ - حکمت فرنگشنیدم که در پارس مرد گزین
  3. بخش ۱۹۸ - حور و شاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعرحور:
  4. بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات»ساحلِ افتاده گفت گرچه بسی زیستم
  5. بخش ۲۰۰ - الملک ﷲطارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
  6. بخش ۲۰۱ - جوی آببنگر که جوی آب چه مستانه میرود
  7. بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)ندانی که یزدان دیرینه بود
  8. بخش ۲۰۳ - بهشتکجا این روزگاری شیشه بازی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.