پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۰۳ - بهشت

کجا این روزگاری شیشه بازی

بهشت این گنبد گردان ندارد

ندیده درد زندان یوسف او

زلیخایش دل نالان ندارد

خلیل او حریف آتشی نیست

کلیمش یک شرر در جان ندارد

به صرصر در نیفتد زورق او

خطر از لطمهٔ طوفان ندارد

یقین را در کمین بوک و مگر نیست

وصال اندیشهٔ هجران ندارد

کجا آن لذت عقل غلط سیر

اگر منزل ره پیچان ندارد

مزی اندر جهانی کور ذوقی

که یزدان دارد و شیطان ندارد

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۰۵ - عشقعقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بی‌باکش
  2. بخش ۲۰۶ - بندگیدوش در میکده ترسا بچه باده فروش
  3. بخش ۲۰۷ - غلامیآدم از بی بصری بندگی آدم کرد
  4. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیرآن سخت‌کوش چیست که گیرد ز سنگ آب
  5. بخش ۲۰۹ - جمهوریتمتاع معنی بیگانه از دون فطرتان جوئی
  6. بخش ۲۱۰ - به مبلغ اسلام در فرنگستانزمانه باز برافروخت آتش نمرود
  7. بخش ۲۱۱ - غنی کشمیریغنی آن سخنگوی بلبل صفیر
  8. بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده اللهجولائی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.