پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده الله

جولائی

امئی بود که ما از اثر حکمت او

واقف از سر نهانخانه تقدیر شدیم

اصل ما یک شرر باخته رنگی بود است

نظری کرد که خورشید جهانگیر شدیم

نکتهٔ عشق فرو شست ز دل پیر حرم

در جهان خوار به اندازهٔ تقصیر شدیم

باد صحراست که با فطرت ما در سازد

از نفسهای صبا غنچهٔ دلگیر شدیم

آه آن غلغله کز گنبد افلاک گذشت

ناله گردید چو پابند بم و زیر شدیم

ای بسا صید که بی دام به فتراک زدیم

در بغل تیر و کمان کشتهٔ نخچیر شدیم

«هر کجا راه دهد اسپ، بران تاز که ما

بارها مات درین عرصه بتدبیر شدیم»

نظیری

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۱۴ - عشقآن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست
  2. بخش ۲۱۵ - تهذیبانسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
  3. بخش ۲۱۶ - بهار تا به گلستان کشید بزم سرودبهار تا به گلستان کشید بزم سرود
  4. بخش ۲۱۷ - حلقه بستند سر تربت من نوحه کرانحلقه بستند سر تربت من نوحه کران
  5. بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگرمی تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
  6. بخش ۲۱۹ - مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر استمرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
  7. بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویمبه این بهانه درین بزم محرمی جویم
  8. بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز راخیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.