پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر

می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر

رست از یک بند تا افتاد در بندی دگر

بر سر بام آ ، نقاب از چهره بیباکانه کش

نیست در کوی تو چون من آرزومندی دگر

بسکه غیرت میبرم از دیدهٔ بینای خویش

از نگه بافم به رخسار تو رو بندی دگر

یک نگه یک خندهٔ دزدیده یک تابنده اشک

بهر پیمان محبت نیست سوگندی دگر

عشق را نازم که از بیتابی روز فراق

جان ما را بست با درد تو پیوندی دگر

تا شوی بیباک تر در ناله ای مرغ بهار

آتشی گیر از حریم سینه ام چندی دگر

چنگ تیموری شکست آهنگ تیموری بجاست

سر برون می آرد از ساز سمرقندی دگر

ره مده در کعبه ای پیر حرم اقبال را

هر زمان در آستین دارد خداوندی دگر

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویمبه این بهانه درین بزم محرمی جویم
  2. بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز راخیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
  3. بخش ۲۲۲ - به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازیبه ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
  4. بخش ۲۲۳ - بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ استبیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
  5. بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم منصورت نپرستم من بتخانه شکستم من
  6. بخش ۲۲۵ - هوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازدهوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازد
  7. بخش ۲۲۶ - از ما بگو سلامی آن ترک تند خو رااز ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
  8. بخش ۲۲۷ - آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختیآشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.