پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویم

به این بهانه درین بزم محرمی جویم

غزل سرایم و پیغام آشنا گویم

بخلوتی که سخن می شود حجاب آنجا

حدیث دل به زبان نگاه می گویم

پی نظارهٔ روی تو می کنم پاکش

نگاه شوق به جوی سرشک می شویم

چو غنچه گرچه به کارم گره زنند ولی

ز شوق جلوه گه آفتاب می رویم

چو موج ساز وجودم ز سیل بی پرواست

گمان مبر که درین بحر ساحلی جویم

میانه من و او ربط دیده و نظر است

که در نهایت دوری همیشه با اویم

کشید نقش جهانی به پردهٔ چشمم

ز دست شعبده بازی اسیر جادویم

درون گنبد در بسته اش نگنجیدم

من آسمان کهن را چو خار پهلویم

به آشیان ننشینم ز لذت پرواز

گهی به شاخ گلم گاه بر لب جویم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۲۲ - به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازیبه ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
  2. بخش ۲۲۳ - بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ استبیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است
  3. بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم منصورت نپرستم من بتخانه شکستم من
  4. بخش ۲۲۵ - هوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازدهوای فرودین در گلستان میخانه می‌سازد
  5. بخش ۲۲۶ - از ما بگو سلامی آن ترک تند خو رااز ما بگو سلامی آن ترک تند خو را
  6. بخش ۲۲۷ - آشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختیآشنا هر خار را از قصهٔ ما ساختی
  7. بخش ۲۲۸ - خوش آنکه رخت خرد را به شعله‌ای می سوختخوش آنکه رخت خرد را به شعله‌ای می سوخت
  8. بخش ۲۲۹ - بیار باده که گردون بکام ما گردیدبیار باده که گردون بکام ما گردید
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.