پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۱۳ - طیاره

سر شاخ گل طایری یک سحر

همی گفت با طایران دگر

«ندادند بال آدمی زاده را

زمین گیر کردند این ساده را»

بدو گفتم ای مرغک باد سنج

اگر حرف حق با تو گویم مرنج

ز طیاره ما بال و پر ساختیم

سوی آسمان رهگذر ساختیم

چه طیاره آن مرغ گردون سپر

پر او ز بال ملک تیز تر

به پرواز شاهین به نیرو عقاب

به چشمش ز لاهور تا فاریاب

بگردون خروشنده و تند جوش

میان نشیمن چو ماهی خموش

خرد ز آب و گل جبرئیل آفرید

زمین را بگردون دلیل آفرید

چو آن مرغ زیرک کلامم شیند

مرا یک نظر آشنایانه دید

پرش را به منقار خارید و گفت

که من آنچه گوئی ندارم شگفت

مگر ای نگاه تو بر چون و چند

اسیر طلسم تو پست و بلند

«تو کار زمین را نکو ساختی

که با آسمان نیز پرداختی»

سعدی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۱۵ - تهذیبانسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
  2. بخش ۲۱۶ - بهار تا به گلستان کشید بزم سرودبهار تا به گلستان کشید بزم سرود
  3. بخش ۲۱۷ - حلقه بستند سر تربت من نوحه کرانحلقه بستند سر تربت من نوحه کران
  4. بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگرمی تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
  5. بخش ۲۱۹ - مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر استمرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
  6. بخش ۲۲۰ - به این بهانه درین بزم محرمی جویمبه این بهانه درین بزم محرمی جویم
  7. بخش ۲۲۱ - خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز راخیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را
  8. بخش ۲۲۲ - به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازیبه ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.