پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۰۵ - عشق

عقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بی‌باکش

از عشق بیاموزد آیین جهان‌تابی

عشق است که در جانت هر کیفیت انگیزد

از تاب و تب رومی تا حیرت فارابی

این حرف نشاط‌آور می‌گویم و می‌رقصم

از عشق دل آساید با این همه بی‌تابی

هر معنی پیچیده در حرف نمی‌گنجد

یک لحظه به دل در شو شاید که تو دریابی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۰۷ - غلامیآدم از بی بصری بندگی آدم کرد
  2. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیرآن سخت‌کوش چیست که گیرد ز سنگ آب
  3. بخش ۲۰۹ - جمهوریتمتاع معنی بیگانه از دون فطرتان جوئی
  4. بخش ۲۱۰ - به مبلغ اسلام در فرنگستانزمانه باز برافروخت آتش نمرود
  5. بخش ۲۱۱ - غنی کشمیریغنی آن سخنگوی بلبل صفیر
  6. بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده اللهجولائی
  7. بخش ۲۱۳ - طیارهسر شاخ گل طایری یک سحر
  8. بخش ۲۱۴ - عشقآن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.