پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۰۶ - بندگی

دوش در میکده ترسا بچه باده فروش

گفت از من سخنی دار چو آویزه به گوش

مشرب باده گساران کهن این بود است

که تو از میکده خیزی همه مستی همه هوش

من نگویم که فروبند لب از نکتهٔ شوق

ادب از دست مده باده به اندازه بنوش

گرد راهیم ولی ذوق طلب جوهر ماست

بندگی با همه جبروت خدایی مفروش

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیرآن سخت‌کوش چیست که گیرد ز سنگ آب
  2. بخش ۲۰۹ - جمهوریتمتاع معنی بیگانه از دون فطرتان جوئی
  3. بخش ۲۱۰ - به مبلغ اسلام در فرنگستانزمانه باز برافروخت آتش نمرود
  4. بخش ۲۱۱ - غنی کشمیریغنی آن سخنگوی بلبل صفیر
  5. بخش ۲۱۲ - خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده اللهجولائی
  6. بخش ۲۱۳ - طیارهسر شاخ گل طایری یک سحر
  7. بخش ۲۱۴ - عشقآن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست
  8. بخش ۲۱۵ - تهذیبانسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.