پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۰۰ - الملک ﷲ

طارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت

گفتند کار تو به نگاه خرد خطاست

دوریم از سواد وطن باز چون رسیم

ترک سبب ز روی شریعت کجا رواست

خندید و دست خویش بشمشیر برد و گفت

هر ملک ملک ماست که ملک خدای ماست

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)ندانی که یزدان دیرینه بود
  2. بخش ۲۰۳ - بهشتکجا این روزگاری شیشه بازی
  3. بخش ۲۰۴ - کشمیررخت به کاشمر گشا کوه و تل و دمن نگر
  4. بخش ۲۰۵ - عشقعقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بی‌باکش
  5. بخش ۲۰۶ - بندگیدوش در میکده ترسا بچه باده فروش
  6. بخش ۲۰۷ - غلامیآدم از بی بصری بندگی آدم کرد
  7. بخش ۲۰۸ - چیستان شمشیرآن سخت‌کوش چیست که گیرد ز سنگ آب
  8. بخش ۲۰۹ - جمهوریتمتاع معنی بیگانه از دون فطرتان جوئی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.