پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۹۶ - زندگی

پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست

گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است

گفتم که کرمک است و ز کل سر برون زند

گفتا که شعله زاد مثال سمندر است

گفتم که شر بفطرت خامش نهاده اند

گفتا که خیر او نشناسی همین شر است

گفتم که شوق سیر نبردش بمنزلی

گفتا که منزلش بهمین شوق مضمر است

گفتم که خاکی است و بخاکش همی دهند

گفتا چو دانه خاک شکافد گل تر است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۹۸ - حور و شاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعرحور:
  2. بخش ۱۹۹ - زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات»ساحلِ افتاده گفت گرچه بسی زیستم
  3. بخش ۲۰۰ - الملک ﷲطارق چو بر کناررهٔ اندلس سفینه سوخت
  4. بخش ۲۰۱ - جوی آببنگر که جوی آب چه مستانه میرود
  5. بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)ندانی که یزدان دیرینه بود
  6. بخش ۲۰۳ - بهشتکجا این روزگاری شیشه بازی
  7. بخش ۲۰۴ - کشمیررخت به کاشمر گشا کوه و تل و دمن نگر
  8. بخش ۲۰۵ - عشقعقلی که جهان سوزد یک جلوهٔ بی‌باکش
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.