پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۳۶ - فریب کشمکش عقل دیدنی دارد

فریب کشمکش عقل دیدنی دارد

که میر قافله و ذوق رهزنی دارد

نشان راه ز عقل هزار حیله مپرس

بیا که عشق کمالی ز یک فنی دارد

فرنگ گرچه سخن با ستاره میگوید

حذر که شیوهٔ او رنگ جوزنی دارد

ز مرگ و زیست چه پرسی درین رباط کهن

که زیست کاهش جان مرگ جانکنی دارد

سر مزار شهیدان یکی عنان در کش

که بی زبانی ما حرف گفتنی دارد

دگر بدشت عرب خیمه زن که بزم عجم

می گذشته و جام شکستنی دارد

نه شیخ شهر نه شاعر نه خرقه پوش اقبال

فقیر راه نشین است و دل غنی دارد

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۳۸ - به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی استبه شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
  2. بخش ۲۳۹ - فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانهفرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
  3. بخش ۲۴۰ - بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوانبی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
  4. بخش ۲۴۱ - این گنبد مینایی این پستی و بالاییاین گنبد مینایی این پستی و بالایی
  5. بخش ۲۴۲ - به یکی از صوفیه نوشته شدهوس منزل لیلی نه تو داری و نه من
  6. بخش ۲۴۳ - دلیل منزل شوقم به دامنم آویزدلیل منزل شوقم به دامنم آویز
  7. بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیستدر جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
  8. بخش ۲۴۵ - گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساستگریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.