پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۴۱ - این گنبد مینایی این پستی و بالایی

این گنبد مینایی این پستی و بالایی

در شد به دل عاشق با این همه پهنایی

اسرار ازل جویی بر خود نظری وا کن

یکتایی و بسیاری پنهانی و پیدایی

ای جان گرفتارم دیدی که محبت چیست

در سینه نیاسایی از دیده برون آیی

برخیز که فروردین افروخت چراغ گل

برخیز و دمی بنشین با لالهٔ صحرایی

عشق است و هزار افسون حسن است و هزار آیین

نی من به شمار آیم نی تو به شمار آیی

صد ره به فلک بر شد صد ره به زمین در شد

خاقانی و فغفوری جمشیدی و دارایی

هم با خود و هم با او هجران که وصال است این

ای عقل چه می‌گویی ای عشق چه فرمایی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۴۳ - دلیل منزل شوقم به دامنم آویزدلیل منزل شوقم به دامنم آویز
  2. بخش ۲۴۴ - در جهان دل ما دور قمر پیدا نیستدر جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
  3. بخش ۲۴۵ - گریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساستگریهٔ ما بی اثر ناله ما نارساست
  4. بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل استسوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است
  5. بخش ۲۴۷ - سطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشندسطوت از کوه ستانند و بکاهی بخشند
  6. بخش ۲۴۸ - نه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیینه تو اندر حرم گنجی نه در بتخانه می‌آیی
  7. بخش ۲۴۹ - تب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز منتب و تاب بتکدهٔ عجم نرسد به سوز و گداز من
  8. بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگرانمثل آئینه مشو محو جمال دگران
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.