پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگران

مثل آئینه مشو محو جمال دگران

از دل و دیده فرو شوی خیال دگران

آتش از نالهٔ مرغان حرم گیر و بسوز

آشیانی که نهادی به نهال دگران

در جهان بال و پر خویش گشودن آموز

که پریدن نتوان با پر و بال دگران

مرد آزادم و آن گونه غیورم که مرا

می‌توان کُشت به یک جام زلال دگران

ای که نزدیک‌تر از جانی و پنهان ز نگه

هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۵۲ - خواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیستخواجه ئی نیست که چون بنده پرستارش نیست
  2. بخش ۲۵۳ - بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز استبیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است
  3. بخش ۲۵۴ - خاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایمخاکیم و تند سیر مثال ستاره‌ایم
  4. بخش ۲۵۵ - عرب از سرشک خونم همه لاله‌زار باداعرب از سرشک خونم همه لاله‌زار بادا
  5. بخش ۲۵۶ - نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهینظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی
  6. بخش ۲۵۷ - سر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیستسر خوش از بادهٔ تو خم شکنی نیست که نیست
  7. بخش ۲۵۸ - اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیستاگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
  8. بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای منشعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.