پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۵۶ - نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی

نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی

نرسی جز به تقاضای کلیم اللهی

راه کور است بخود غوطه زن ای سالک راه

جاده را گم نکند در ته دریا ماهی

حاجتی پیش سلاطین نبرد مرد غیور

چه توان کرد که از کوه نیاید کاهی

مگذر از نغمهٔ شوقم که بیابی در وی

رمز درویشی و سرمایهٔ شاهنشاهی

نفسم با تو کند آنچه به گل کرد نسیم

اگر از لذت آه سحری آگاهی

ای فلک چشم تو بیباک و بلا جوست هنوز

می شناسم که تماشای دگر میخواهی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۵۸ - اگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیستاگرچه زیب سرش افسر و کلاهی نیست
  2. بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای منشعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
  3. بخش ۲۶۰ - بتان تازه تراشیده‌ای دریغ از توبتان تازه تراشیده‌ای دریغ از تو
  4. بخش ۲۶۱ - پیاماز من ای باد صبا گوی به دانای فرنگ
  5. بخش ۲۶۲ - جمعیت الاقوامبَرفِتَد تا روشِ رزم درین بزم کهن
  6. بخش ۲۶۳ - شوپنهاور و نیچهمرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
  7. بخش ۲۶۴ - فلسفه و سیاستفلسفی را با سیاست دان بیک میزان مسنج
  8. بخش ۲۶۵ - صحبت رفتگان (در عالم بالا)تولستوی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.