پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۶۳ - شوپنهاور و نیچه

مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید

خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید

بد گفت فطرتِ چمنِ روزگار را

از درد خویش و هم ز غم دیگران تپید

داغی ز خون بی‌گنهی لاله را شمرد

اندر طلسمِ غنچه فریبِ بهار دید

گفت اندرین سرا که بنایش فتاده کج

صبحی کجا که چرخ درو شامها نچید

نالید تا به حوصلهٔ آن نوا طراز

خون گشت نغمه و ز دو چشمش فرو چکید

سوز فغان او بدل هدهدی گرفت

با نوک خویش خار ز اندام او کشید

گفتش که سود خویش ز جیب زیان برآر

گل از شکاف سینه زرِ ناب آفرید

درمان ز درد ساز اگر خسته تن شوی

خوگر به خار شو که سراپا چمن شوی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۶۵ - صحبت رفتگان (در عالم بالا)تولستوی
  2. بخش ۲۶۶ - نیچهاز سستی عناصر انسان دلش تپید
  3. بخش ۲۶۷ - حکیم اینشتینجلوه ئی میخواست مانند کلیم ناصبور
  4. بخش ۲۶۸ - بایرنمثال لاله و گل شعله از زمین روید
  5. بخش ۲۶۹ - نیچهگر نوا خواهی ز پیش او گریز
  6. بخش ۲۷۰ - جلال و هگلمی گشودم شبی به ناخن فکر
  7. بخش ۲۷۱ - پتوفینفسی درین گلستان ز عروس گل سرودی
  8. بخش ۲۷۲ - محاوره ما بین حکیم فرانسوی اوگوست کنت و مرد مزدورحکیم:
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.