پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۶۷ - حکیم اینشتین

جلوه ئی میخواست مانند کلیم ناصبور

تا ضمیر مستنیر او گشود اسرار نور

از فراز آسمان تا چشم آدم یک نفس

زود پروازی که پروازش نیاید در شعور

خلوت او در زغال تیره فام اندر مغاک

جلوتش سوزد درختی را چو خس بالای طور

بی تغیّر در طلسم چون و چند و بیش و کم

برتر از پست و بلند و دیر و زود و نزد و دور

در نهادش تار و شید و سوز و ساز و مرگ و زیست

اهرمن از سوزِ او و سازِ او جبریل و حور

من چه گویم از مقام آن حکیم نکته سنج

کرده زردشتی ز نسل موسی و هارون ظهور

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۶۹ - نیچهگر نوا خواهی ز پیش او گریز
  2. بخش ۲۷۰ - جلال و هگلمی گشودم شبی به ناخن فکر
  3. بخش ۲۷۱ - پتوفینفسی درین گلستان ز عروس گل سرودی
  4. بخش ۲۷۲ - محاوره ما بین حکیم فرانسوی اوگوست کنت و مرد مزدورحکیم:
  5. بخش ۲۷۳ - هگلحکمتش معقول و با محسوس در خلوت نرفت
  6. بخش ۲۷۴ - جلال و گوتهنکته دان المنی را در ارم
  7. بخش ۲۷۵ - پیغام برگسنتا بر تو آشکار شود راز زندگی
  8. بخش ۲۷۶ - میخانهٔ فرنگیاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.