پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۷۶ - میخانهٔ فرنگ

یاد ایامی که بودم در خمستان فرنگ

جام او روشنتر از آئینهٔ اسکندر است

چشم مست می فروشش باده را پروردگار

باده‌خواران را نگاه ساقی‌اش پیغمبر است

جلوهٔ او بی کلیم و شعلهٔ او بی خلیل

عقل ناپروا متاع عشق را غارتگر است

در هوایش گرمیٔ یک آهِ بیتابانه نیست

رندِ این میخانه را یک لغزشِ مستانه نیست

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۷۸ - حکمالاک:
  2. بخش ۲۷۹ - شعرابرونینگ:
  3. بخش ۲۸۰ - خرابات فرنگدوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ
  4. بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستانمشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
  5. بخش ۲۸۲ - قسمت‌نامهٔ سرمایه‌دار و مزدورغوغای کارخانهٔ آهنگری ز من
  6. بخش ۲۸۳ - نوای مزدورز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کش
  7. بخش ۲۸۴ - آزادی بحربطی می گفت بحر آزاد گردید
  8. بخش ۲۸۵ - )میخورد هر ذره ما پیچ و تاب
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.