پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۷۹ - شعرا

برونینگ:

بی پشت بود بادهٔ سر جوش زندگی

آب خضر بگیرم و در ساغر افکنم

بایرن:

از منت خضر نتوان کرد سینه داغ

آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم

غالب:

«تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر

بگدازم آبگینه و در ساغر افکنم»

رومی:

آمیزشی کجا گهر پاک او کجا

از تاک باده گیرم و در ساغر افکنم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستانمشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
  2. بخش ۲۸۲ - قسمت‌نامهٔ سرمایه‌دار و مزدورغوغای کارخانهٔ آهنگری ز من
  3. بخش ۲۸۳ - نوای مزدورز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کش
  4. بخش ۲۸۴ - آزادی بحربطی می گفت بحر آزاد گردید
  5. بخش ۲۸۵ - )میخورد هر ذره ما پیچ و تاب
  6. بخش ۲۸۶ - )دردانه ادا شناس دریاست
  7. بخش ۲۸۷ - )کلک را ناله از تهی مغزی است
  8. بخش ۲۸۸ - )گل گفت که عیش نو بهاری خوشتر
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.