پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۸۱ - خطاب به انگلستان

مشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ

عجبی نیست اگر توبهٔ دیرینه شکست

فکر نوزادهٔ او شیوهٔ تدبیر آموخت

جوش زد خون به رگ بندهٔ تقدیر پرست

ساقیا تنگ دل از شورش مستان نشوی

خود تو انصاف بده اینهمه هنگامه که بست؟

«بوی گل خود به چمن راه نما شد ز نخست

ورنه بلبل چه خبر داشت که گلزاری هست»

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۸۳ - نوای مزدورز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کش
  2. بخش ۲۸۴ - آزادی بحربطی می گفت بحر آزاد گردید
  3. بخش ۲۸۵ - )میخورد هر ذره ما پیچ و تاب
  4. بخش ۲۸۶ - )دردانه ادا شناس دریاست
  5. بخش ۲۸۷ - )کلک را ناله از تهی مغزی است
  6. بخش ۲۸۸ - )گل گفت که عیش نو بهاری خوشتر
  7. بخش ۲۸۹ - )سخنگو طفلک و برنا و پیر است
  8. بخش ۲۹۰ - )چشم را بینائی افزاید سه چیز
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.